ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )

719

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى )

المسألة فيما يتميّز به العبد من الربّ ، و هذا الفرقان ارفع فرقان . » يعنى اين فرقان حاصل از تقواى باللهّ و في اللّه ، هر آينه مثل فرقانى است كه ذكر كرديم آن را در اين مسئله از تميّز خلق و حفظ عبد و خلق و حفظ حقّ تعالى . و اين فرقان ارفع فرقانى است ، از براى آنكه خالق حقّ تعالى است كه ظاهر است به صورت عبد ، و اظهار خالقيت در او كرده ، پس موجب اشتباه شده بر خلق كه خالق عبد است يا حقّ . شعر : [ مصراع اوّل ] : « فوقتا يكون العبد ربّا بلا شكّ » از براى آنكه ظاهر مىشود به صفات الهيه و ربوبيت و اگر چه عرضى است نسبت با او . ففى هذا المقام قال امام الانام - عليه اكمل التحيّة و السلام - : « أنا أميت و أنا احيى ، أنا أخلق و أرزق ، أنا ابدئ و أنا اعيد . » ( 1 )

--> ( 1 ) بخشى از خطبة البيان . پيرامون صحّت يا بطلان خطبة البيان و انتساب آن به امام على ( ع ) ، موضع گيرى هاى مختلفى در ميان علماى اماميه به چشم مى خورد چنانچه برخى از علما رأسا حكم به بطلان آن كرده و برخى به صحّت آن حكم نموده‌اند . ميرزاى قمى ( م 1231 ) در بخش پايانى كتاب جامع الشتات ، ذيل عنوان « الردّ على الصوفية » مطالب مفصّلى را در همين ارتباط مطرح كرده كه تقريبا در بر دارندهء نظرات مختلف است و خلاصهء آن چنين است : اوّلا : انتساب اين خطبه به حضرت ثابت نشده و در كتب معتبر احاديث اماميه همچون كتابهاى شيخ كلينى ، شيخ صدوق ، شيخ مفيد ، شيخ طوسى ، سيّد رضى و علاّمه مجلسى نقل نشده است . و اين خطبه در كتبى همچون كتاب مناقب حافظ رجب برسى ( موسوم به مشارق الأنوار ) ذكر شده است . و فيض كاشانى كه در كتاب تفسير صافى همّت خود را مصروف داشته تا احاديثى از ائمه را كه مناسب با تأويل آيات قرآنى باشد آنها را ذكر كند ، اشاره‌اى به خطبة البيان نكرده و فقط در كتاب قرّة العيون خود نسبت خطبه مذكور به حضرت را بيان كرده و ظاهر اين است كه تكيهء فيض كاشانى در اين انتساب همان كتاب مناقب حافظ برسى باشد . ثانيا : بنا بر قبول صحّت خطبه و صدور آن از امير المؤمنين ، مى گوييم همچنان كه در كلام جناب اقدس الهى ( آيات قرآنى ) محكم و متشابه مى باشد ( و متشابهات تأويل دارند و مراد از آنها همان نيست كه در ظاهر فهميده مىشود ) در كلام معصومين نيز محكم و متشابه مى باشد و متشابهات اخبار هم تأويل دارد و به ظاهر آنها نمى توان عمل كرد . مثلا آن عبارتهايى از خطبه كه دلالت دارد بر خالق و رازق بودن ( أنا اخلق و أنا ارزق ) تأويل آنها واضح است . امّا خالق بودن مراد از آن علّت خلق بودن است و حضرت ، علّت غايى را در مقام علّت فاعلى مجازا استعمال مىكند ، و چون علّت غايى خلق ايشانند و اگر ايشان نبودند خداوند عالم را خلق نمى كرد و روزى نمى داد پس به اين سبب مجازا فرمود كه من خلق مى كنم و روزى مى دهم . و بنا بر اين بر فرضى كه اين خطبه از آن حضرت باشد از متشابهات كلام اوست . مؤلّف اين كتاب ( عبد الباقى ) نيز ظاهرا فرض را بر صحّت انتساب خطبة البيان به امام على ( ع ) دانسته و عبارات آن خطبه را در جايگاهى مناسب و با تأويل و تفسيرى شايسته آورده است . ( م )